حاج محمد تقى جورابچى
29
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
تجارت سيگار هم مىپرداختند كه هم سيگارپيچى داشتند هم بستهبندى سيگار و هم آن را توزيع مىكردند . در 1905 م يكى از برادران جورابچى ، يعنى شفيع ، سفارش برچسبى را براى بستهبندى سيگارهاشان داد كه نشان ويژهاى را بر خود داشت . اين بستهبندى جديد موفقيتى فورى در پى آورد « 1 » . با اين همه خاندان جورابچى با ارامنه معاملاتى داشت . معاملاتى كه گاه سودآور بود و گاهى دشوار و زيانآور . در سال 1327 ق ( 1909 م ) « هارتون » « 2 » به حاج محمد تقى و برادر جوانترش حاج رضا « برات » هايى « 3 » مىفروشد « از مظنه چيزى كمتر [ و ] در پاريس [ به ] عهده يك بانك غيرمعروف » « 4 » . برادران جورابچى كه مجموعا 6000 تومان برات از وى خريده بودند ، آنها را به استانبول فرستادند تا مهلت پرداختش برسد . سپس از استانبول خبر رسيد كه آن بانك منحل شده و براتها
--> ( 1 ) . خاطرات ، ص 108 . منزل استيجارى حاج محمد تقى در رشت در عينحال كارگاه آمادهسازى و نگهدارى تنباكو هم بود ( ن . ك . خاطرات ، ص 109 ) . رابطه خانواده جورابچى با رشت در دورههاى بعدى هم ادامه يافت - در دهه 1210 ه ش . ( دهه 1930 ) عباس جورابچى ( پسر حاج نقى جورابچى ) به همراه محمد ابراهيم صنعت يك كارخانه جوراببافى در رشت به راه انداختند . نگاه كنيد به : Willem Floor , Industriazation in Iran : 1900 - 1941 , Centre of Middle Eastern and Islamic Studies , University of Durham , UK , 1984 , P . 50 ( 2 ) . خاطرات ، صص 210 - 211 . « در آن روزها يك نفر ارمنى هارتون نام كه وكيل انجمن رشت بود ، با يك نفر فرنگى ديگر فوأد [ ؟ ] نام شريك شده به خوردن مال مردم » . خاطرات ، ص 210 . احتمالا در اينجا منظور هاروتيون گالوستيان ، است كه يكى از اعضاء انجمن ايالتى مشروطه در رشت بود . نگاه كنيد به ابراهيم فخرائى ، گيلان در جنبش مشروطه ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات جيبى ، 1352 ، ص 139 . براى مطالعه نقش ارمنيان در انقلاب مشروطه ايران نگاه كنيد به : Houri Berberian , Armenians and the Iranian Constitutional Revolution of 1905 - 1911 : " The Love for Freedom Has No Fatherland , " Boulder , CO : Westview , 2001 . ( 3 ) . « برات » را اغلب همچون چك مسافرتى به كار مىبردند كه مبلغ مشخصى تا مهلت مشخصى در قبال آن قابل پرداخت بود . برات همچنين به منزله سند يا دستور پرداخت هم به كار مىرفت - مثلا دولت به يكى از مستخدمانش براتى مىداد كه او مىتوانست با آن ( در زمان و مكان مشخص ) وجهى را دريافت كند . اگرچه برات دقيقا يك برگه اعتبارى نبود ، با اينحال ، اغلب براى چنين منظورى به كار مىرفت . ن . ك : Willem Floor , " The Bankers ( Sarraf ) in Qajar Iran , " Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft , Vol . 129 , 1979 , pp . 263 - 81 . ( 4 ) . خاطرات ، ص 211 .